دیکشنری فارسی

to take off

UKtouteikɔf

معنی فارسی

کندن دراوردن برداشتن بردن کم کردن سر کشيدن پرواز کردن پريدن

واژه‌های دیگر با معنی «کندن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن