to tone up معنی فارسی تندکردن پرمايه ترکردن تند شدن کم مايه شدن واژههای دیگر با معنی «تندکردن» quick en تندکردن، جان دادن، روح بخشيدن quicken تندکردن، جان دادن، روح بخشيدن exalt بلندکردن، ترفيع دادن، عالي کردن flirt لاس زدن، لاسيدن، عشوه کردن flirtatiously لاس زدن، لاسيدن، عشوه کردن flirtatiousness لاس زدن، لاسيدن، عشوه کردن ginger زنجبيل، تندي، حرارت