دیکشنری فارسی

to work off

UKtouwəːkɔf

معنی فارسی

خالي کردن بفروش رساندن اب کردن مصرف کردن دست کشيدن از

واژه‌های دیگر با معنی «خالي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن