دیکشنری فارسی

torose

معنی فارسی

قلمبه بيرونزده گره دار گره گره استوانه اي

معنی کامل و مثال‌ها

/tō´rōs´/adj.

قلمبه، بیرون‌زده، گره‌دار، گره‌گره

(گیاه شناسی) استوانه‌ای (torous هم‌می‌نویسند)

مترادف‌ها

adjective
(Botany) Knobby, torous.

واژه‌های دیگر با معنی «قلمبه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن