torose
معنی فارسی
قلمبه بيرونزده گره دار گره گره استوانه اي
معنی کامل و مثالها
/tō´rōs´/adj.
● قلمبه، بیرونزده، گرهدار، گرهگره
● (گیاه شناسی) استوانهای (torous هممینویسند)
مترادفها
adjective
(Botany) Knobby, torous.
قلمبه بيرونزده گره دار گره گره استوانه اي
/tō´rōs´/adj.
● قلمبه، بیرونزده، گرهدار، گرهگره
● (گیاه شناسی) استوانهای (torous هممینویسند)
adjective
(Botany) Knobby, torous.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن