دیکشنری فارسی

tortile

معنی فارسی

پيچيده تابدار خميده

معنی کامل و مثال‌ها

/tôr´til/adj.

پیچیده، تابیده، حلقوی، مارپیچی

واژه‌های دیگر با معنی «پيچيده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن