دیکشنری فارسی

verticillate

معنی فارسی

پيچيده حلقه شده چتري.

معنی کامل و مثال‌ها

/vǝr tis´ǝl it/adj.

● (گیاه‌شناسی) فراهمه‌دار، فراهمه آذین (verticillated هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. forming one or more whorls (especially a whorl of leaves around a stem)

واژه‌های دیگر با معنی «پيچيده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن