treaty
UKtriːtiː
US'tri:tı
معنی فارسی
پيمان معاهده قرارداد پيمان نامه عهد نامه
معنی کامل و مثالها
/trēt´ē/n., pl.
● عهدنامه، معاهده، پیمان، مقاوله نامه، سامه، (میان کشورها) قرارداد
North Atlantic Treaty Organization
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)
peace treaty
پیمان صلح
● (مهجور) مذاکره، توافق، قول و قرار
● (مهجور) التماس (امروزه: entreaty)
مترادفها
noun
1. Negotiation, act of treating.
2. Agreement (between nations), league, contract, compact, pact, convention, concordat, covenant, alliance.