دیکشنری فارسی

unassumingly

UKʌnəsʌmiŋliː

معنی فارسی

فروتن بي ادعا افتاده

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in an unassuming manner “she is unassumingly skeptical of her own work” “Derived from adjective: unassuming”

واژه‌های دیگر با معنی «فروتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن