دیکشنری فارسی

unbolt

معنی فارسی

گشودن باز کردن .

معنی کامل و مثال‌ها

/-bōlt´/vt., vi.

● (چفت در را) باز کردن، گشودن

تعریف انگلیسی

verb
  1. undo the bolt of “unbolt the door” “Somebody ----s something” “Something ----s something” “They want to unbolt the doors”

مترادف‌ها

verb active
Unbar, undo, unfasten, unlock.

واژه‌های دیگر با معنی «گشودن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن