ungird معنی فارسی باز کردن معنی کامل و مثالها /-gu_rd´/vt.● (کمربند یا کرست و غیره) باز کردن واژههای دیگر با معنی «باز کردن» unbend باز کردن، رها کردن، شل کردن unbent باز کردن، رها کردن، شل کردن loosen باز کردن، شل کردن، لينت دادن unwrap باز کردن، بيپوشش کردن، از پوشش در آوردن untie باز کردن، گشودن، حل کردن untying باز کردن، گشودن، حل کردن unsolder باز کردن، از هم باز کردن، جدا کردن unbrace باز کردن، رها يا ازاد کردن unpack باز کردن، غير بسته اي کردن unknot باز کردن، بر طرف کردن