unjoint
معنی فارسی
از هم جدا کردن، بندگشايي کردن،
بند را از بند جدا کردن
معنی کامل و مثالها
/un joint´/vt.
● (مفصلهای چیزی را) از هم جدا کردن، بندگشایی کردن، بند را از بند جدا کردن
از هم جدا کردن، بندگشايي کردن،
بند را از بند جدا کردن
/un joint´/vt.
● (مفصلهای چیزی را) از هم جدا کردن، بندگشایی کردن، بند را از بند جدا کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن