دیکشنری فارسی

unjoint

معنی فارسی

از هم جدا کردن، بندگشايي کردن،

بند را از بند جدا کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/un joint´/vt.

(مفصل‌های چیزی را) از هم جدا کردن، بندگشایی کردن، بند را از بند جدا کردن

واژه‌های دیگر با معنی «از هم جدا کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن