دیکشنری فارسی

vessel

UKvesəl US'vesəl

معنی فارسی

ظرف ، کشتي ، آوند ، مجرا ، رگ و مانند آن

معنی کامل و مثال‌ها

/ves´ǝl/n.

ظرف، گنجانه، سپار، خنور

silver vessels of various seizes

ظروف نقره به اندازه‌های مختلف

he placed a large copper vessel over the fire

یک ظرف مسی بزرگ را روی آتش قرار داد.

(انجیل) دریافت‌کننده، جایگاه، حامل

a vessel of wrath

مورد خشم

(به ویژه بزرگ) کشتی، ناو، کرجی

a fishing vessel

کشتی ماهیگیری

different kinds of cargo vessels

انواع مختلف کشتی‌های باری

(کالبدشناسی) رگ، عرق (عروق)، لوله، مجرا

a blood vessel

رگ خون

(گیاه‌شناسی) آوند

تعریف انگلیسی

noun
  1. a tube in which a body fluid circulates
  2. a craft designed for water transportation
  3. an object used as a container (especially for liquids)

مترادف‌ها

noun
1. Utensil (for holding anything).
2. Bottom, sailing craft.
3. Tube, duct, canal.

واژه‌های دیگر با معنی «ظرف»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن