دیکشنری فارسی

zarf

معنی فارسی

ظرف، پوشش فلزي استکان و ليوان،

جااستکاني

معنی کامل و مثال‌ها

/zärf/n.

● (عربی) ظرف، پوشش فلزی استکان و لیوان، جااستکانی

ریشه و کاربرد

ریشه

Mid 19th century; earliest use found in John Murray (1808–1892), publisher. From Turkish zarf.

مثال

  • The zarf was beautifully crafted with intricate designs.
  • She placed the cup in the zarf to avoid burning her hands.
  • The zarf was made of silver and studded with precious stones.

ترکیب‌های رایج

Ornamental zarf Metal zarf Coffee zarf

تعریف انگلیسی

noun
  1. an ornamental metal cup-shaped holder for a hot coffee cup

واژه‌های دیگر با معنی «ظرف»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن