دیکشنری فارسی

victorious

UKviktɔːriəs USvık'tɔ:rıəs

معنی فارسی

پيروز فيروز فاتح مظفر پيروزي نشان

معنی کامل و مثال‌ها

/vik tôr´ē ǝs/adj.

● پیروز، پیروزمند، فاتح، برنده، مظفر

a victorious army

یک سپاه پیروزمند

● پیروزمندانه، فاتحانه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having won “the victorious entry” “the winning team”
  2. experiencing triumph

مترادف‌ها

adjective
1. Triumphant, conquering.
2. Producing conquest, successful.

واژه‌های دیگر با معنی «پيروز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن