دیکشنری فارسی

volubly

UKvɔljubliː

معنی فارسی

روان سليس چرب ونرم زبان آور چرب زبان حراف ترزبان

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a chatty manner “when I was a girl,' she said chattily, `I used to ride a bicycle” “Derived from adjective: voluble, chatty (for: chattily)”

واژه‌های دیگر با معنی «روان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن