wheedled
UKwiːdld
معنی فارسی
ريشخند کردن ، گول زدن ، خر کردن ،
با چاپلوسي يا ريشخند وادار کردن
ريشخند کردن ، گول زدن ، خر کردن ،
با چاپلوسي يا ريشخند وادار کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن