widespreading
معنی فارسی
شايع همه جا منتشر گسترده .
معنی کامل و مثالها
/-iŋ/adj.
● گسترده، شایع، در حال گسترش، متداول شونده
شايع همه جا منتشر گسترده .
/-iŋ/adj.
● گسترده، شایع، در حال گسترش، متداول شونده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن