آلوده معنی انگلیسی flyblown smeary sordid واژههای انگلیسی با این معنی salinize به نمک آلوده کردن، نمکدار کردن daglock پشم آلوده به سرگين، پشم چرکين ciguatera مسموميت شديدي که از خوردن ماهي آلوده، حاصل ميشود contagious واگيره دار - مسري - آلوده - موجب سرايت contaminate آلودن - آلوده کردن - چرکين کردن - فاسد کردن contaminator آلودن - آلوده کردن - چرکين کردن - فاسد کردن grungy کثيف، آلوده، ناجور و در هم ريخته wallow course خندق مخصوص ضدعفوني خودروهايي که به مواد، ش م ر آلوده شده اند، خندق ضدعفوني خودروها hot spot نقاط خطرناک يا خيلي خطرناک در منطقه، آلوده به مواد راديواکتيو اتمي TCID50 = median tissue culture infective dose، مقدار متوسط آلوده کننده کشت بافت، مقداري از عامل poissy متعادل، بصورت معادله، زهر آلوده sullied لکه دار کردن، بي رونق کردن، آلوده يا کثيف يا تيره کردن sullies لکه دار کردن، بي رونق کردن، آلوده يا کثيف يا تيره کردن sully لکه دار کردن، بي رونق کردن، آلوده يا کثيف يا تيره کردن flyblow تخم مگس، ليسه ي مگس، تخمگذاري کردن impure ناپاک، کثيف، ناصاف snuffy خشمگين، ترشرو، شبيه انفيه . muck کود، کود تازه، چرک