آماده کار معنی انگلیسی standby واژههای انگلیسی با این معنی ready for duty آماده کار، آماده انجام وظيفه، آماده خدمت ready for operation آماده کار ready service آماده به کار، آماده به استفاده فوري tropicalization آماده کردن براي کار در منطقه استوايي fitted mine مين کاشته شده، مين مسلح آماده به کار winterization زمستاني کردن، آماده کردن براي کار در زمستان metallurgy فن برهيختن و قال کردن فلزات، استخراج فلزات و آماده ساختن آنهابراي کار taut سفت، درست، مرتب homework مشق، تکليف خانه .، کار کنتراتي که بجاي کارگاه يا کارخانه در rework دوباره انجام دادن، دوباره ورزيدن، بازنويسي کردن unimproved بهسازي نشده، اصلاح نشده، براي کشاورزي آماده نشده operationally ready حاضر به کار، حاضر به عمليات، حاضر به عمل