آواره معنی انگلیسی exile displaced homeless vagabond vagrant nomad nomadic refugee wanderer واژههای انگلیسی با این معنی runagate آواره، دربدر، خانه بدوش vagabond آواره، دربدر، خانه بدوش stray آواره، سرگردان، ولگرد runabout آواره، سرگردان، يکجوراتومبيل سبک ياواگن رو باز کوچک wanderer آدم در بدر يا آواره wandering سرگردان، آواره، در بدر rove گرديدن، آواره گشتن، بي مقصد گشتن wander سرگردان بودن (يا شدن)، آواره بودن (ياشدن)، بيراه شدن vagrant ولگرد، (آدم) آواره يا دربدر، اوباش adrift ول در روي آب، دستخوش طوفان، آواره