اجازه دادن معنی انگلیسی allow accredit authorize empower let OK permit sanction suffer warrant واژههای انگلیسی با این معنی lincense or cence اجازه دادن، مجاز کردن، پروانه دادن authorize اجازه دادن، اختيار دادن، تصويب کردن permit اجازه دادن به، مجاز کردن، روا کردن exquatur اجازه اقدام دادن به کنسول، منظور اجازه اي است که به کنسول داده، مي شود تا به وظايف خود عمل کند lincense اجازه يا پروانه يا امتياز دادن به electronic cottage مفهوم اجازه دادن به کارگران براي اينکه، در خانه بمانند و کارها را توسط بکارگيري، ترمينالهاي کامپيوتر که به يک دفتر مرکزي let گذاشتن، اجازه دادن، رها کردن allow گذاردن، اجازه دادن، روادانستن allowably گذاردن، اجازه دادن، روادانستن allowedly گذاردن، اجازه دادن، روادانستن empower اختياردادن، وکالت دادن، اجازه دادن (به) suffer تحمل کردن، کشيدن، بردن sufferably تحمل کردن، کشيدن، بردن thole کشيدن، تحمل کردن، گذاردن admits پذيرفتن، راه دادن، بار دادن admitting پذيرفتن، راه دادن، بار دادن admit پذيرفتن، راه دادن، بار دادن