از پیش معنی انگلیسی ahead already before prior upfront واژههای انگلیسی با این معنی ere پيش از، قبل از، زودتراز before پيش از، قبل از، پيش prior to پيش از، قبل از، مقدم بر preparatory to پيش از، در مقدمه antemortem پيش از مرگ preexistent از پيش بوده، سابق الوجود، ازلي outvie پيش بردن از، برتري جستن از erewhile پيش از اين. precook از پيش پختن premundane پيش از جهاني، پيش از افرينش جهان بوده forebedement آگاهي از پيش، اخبار قبلي، پيشگويي foredknowlege اگاهي از پيش، اطلاع قبلي، علم غيب. foreknowledge آگاهي از پيش، علم غيب outstrip پيش افتادن از، عقب گذاشتن، پيشي جستن از surpass پيش افتادن از، جلوتر بودن از، عقب گذاشتن outdo پيش افتادن از، پيشي جستن از، بهتر انجام دادن از outdone پيش افتادن از، پيشي جستن از، بهتر انجام دادن از pre appoint از پيش گماشتن، از پيش معين کردن، قبلا معين کردن outmatch پيش افتادن از، عقب گذاشتن، قدم فراتر نهادن از. outmarch پيش افتادن از، عقب گذاشتن، جلو افتادن از premarital پيش از ازدواج prenuptial پيش از زناشويي، وابسته به قبل از ازدواج، پيش از جفت گيري foreboding حس پيش از وقوع، خبر، شگون premonish از پيش خبردادن، از پيش اخطار کردن