استحکامات معنی انگلیسی bunkers fastness fortification garrison redoubt واژههای انگلیسی با این معنی forts استحکامات flanker استحکامات جناحي، (عده) پهلوشکن outwork استحکامات بيروني، سنگر بيروني، کنار بيرون fiedl fortifications استحکامات صحرايي fortifies داراي استحکامات کردن، اماده دفاع کردن، سنگربندي کردن fortify داراي استحکامات کردن، اماده دفاع کردن، سنگربندي کردن castellation تهيه استحکامات تدافعي، سنگربندي کردن، مستحکم کردن pioneer tools وسايل حفاري و تهيه استحکامات، وسايل مهندسي حفاري counter-approach استحکامات متقابله (محاصره شدگان) scarcement پشته يا تل عقب تپه يا استحکامات. contravallation استحکامات وسنگرخارجي که محاصره کنندگان، ميان اردوي خودوشهرميس redan استحکامات دوپهلو که گوشه برجسته اي ازان، بيرون مي ايستد redoubt استحکامات بيروني که چهارگوش يا بسيار پهلو، باشد fieldwork کارهاي صحرايي :زمين پيمايي ومانندان، استحکامات dug in سنگر کنده شده، استحکامات، سنگر آماده ram's horn شاخ قوچ، قسمتي از استحکامات خندق، تور ماهيگيري sally port دروازه عبور از قلعه، درب اصلي قلعه يا استحکامات vallum بارو، باره، استحکامات rampart بارو، باره، استحکامات rampire بارو، باره، استحکامات castellate سنگردار کردن، درب دار کردن، داراي استحکامات کردن garrison پادگان، ساخلو، پادگان نشين کردن fortress قلعه نظامي، دژ، سنگربندي کردن