افسار معنی انگلیسی band curb halter line rein restraint shunt tether واژههای انگلیسی با این معنی bridle افسار، دسته جلو، جلوگيري گيري کردن از towing bridle افسار يدک، برايدل يدک longe افسار دراز، به کار بردن افسار دراز، اسب را آموزش دادن tether دنباله افسار، کمند، حدود picket line دنباله افسار، کمند، حدود libertine (آدم) هرزه (آدم) افسار گسيخته، کسي که داراي فکر آزاد است head stall قسمت سر، افسار، کله گي. gonzo عجيب و غريب، افسار گسيخته، زياده رو Lothario آدم هرزه، افسار گسيخته libertinism هرزگي، افسار گسيختگي love alce (آدم) هرزه، ژدم افسار گسيخته، آدم فاسد libertinage آزادي، افسار گسيختگي در رفتار unbitted بي مهار، بدون دهانه، افسار گسيخته halter ابخوري، پالهنگ، تسمه runaway گريخته، فراري، در رفته