اهمیت دادن
معنی انگلیسی
accentuate care emphasize
واژههای انگلیسی با این معنی
- tolay street on اهميت دادن، تاکيد کردن، با تکيه تلفظ کردن
- downplay کم اهميت جلوه دادن
- objectivism تمايل به اهميت دادن به چيزهايي که وجود خارجي، دارند
- consequentially مغرورانه، با اهميت دادن به خود، بطورنتيجه
- textualism اصالت متن يا نص، اهميت دادن به لفظ يا معني ظاهر، انتقاد لفظي
- magnified بزرگ کردن، درشت نشان دادن، اهميت دادن
- magnifies بزرگ کردن، درشت نشان دادن، اهميت دادن
- magnify بزرگ کردن، درشت نشان دادن، اهميت دادن
- emphasize باقوت تلفظ کردن، تاکيدکردن (در)، اهميت دادن
- fussily بادادوبيداد، ازروي بيقراري، با اهميت دادن بچيزهاي جزئي
- accentuate با تکيه تلفظ کردن، تکيه دادن، تاکيد کردن
- underplay غلو نکردن، محافظه کاري کردن، رجوع شود به underact
- fuss هايهوي، هياهو، دادوبيداد
- wither خشک شدن، پژمرده شدن، چوروک شدن
- intend قصد کردن، قصد داشتن، خيال داشتن
- stress فشار، کوشش، تقلا
- accent (.n): تکيه ء صدا، علامت تکيه ء صدا(بدين شکل')، لهجه
- account (.vt.& vi): شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن
- minify کوچک کردن، خرد ساختن، کم اهميت
- self importance خودبيني، خودستايي، اهميت
- playdown اهميت ندادن، تنزل دادن، کوچک کردن.