باز شدن
معنی انگلیسی
clear fly open opening
واژههای انگلیسی با این معنی
- dehiscence باز شدن، شگفتگي
- unbraid از هم باز شدن، ريش ريش کردن.
- fly open ناگهان باز شدن
- gates opening indicator شاخص باز شدن دريچه ها
- delayed opening سيستم پرتاب چتر با باز شدن تاخيري، سيستم تاخير در باز شدن چتر
- camera cycling rate نواخت باز و بسته شدن ديافراگم دوربين، دوره تناوب عکاسي
- gawp با دهان باز و به طور احمقانه خيره شدن، مات و احمقانه نگاه کردن
- play through رد شدن گلف باز يا گروه در زمين از بازيگر، کند
- inosculate بهم پيوستن، درهم باز شدن، سربهم اوردن
- anastomose به هم پيوستن، در هم باز شدن، با يگديگر تلاقي کردن
- unclasp باز کردن (قلا ب و مانندان)، باز کردن يا شدن.
- cam ring رينوي داخل پوسته موتور که توسط ميل لنگ، به چرخش درآمده و باز و بسته شدن سوپاپها، را کنترل ميکند
- accelerator winding سيم پيچي سري که در تنظيم کننده هاي ولتا، از نوع نوسان ساز با باز شدن دو سر پلاتين، ميدان مغناطيسي را به سرعت کاهش ميدهد و
- unlatch چفت راباز کردن، قفل را باز کردن، باز شدن.
- wink چشمک زدن، با چشم اشاره کردن، باز و بسته شدن
- unbend باز کردن، رها کردن، شل کردن
- unbent باز کردن، رها کردن، شل کردن
- uncouple جدا کردن، رها کردن، از قلا ده باز کردن
- pickup field زمين باز بدون مانعي که هواپيما مي تواند، در آن فرود آيد، محوطه سوار شدن در هواپيما
- loosen باز کردن، شل کردن، لينت دادن
- prevent باز داشتن، مانع شدن، ممانعت کردن
- incumber سنگين کردن، ايباب زحمت شدن، باز داشتن
- preservative نگاه دارنده، از تباهي باز دارنده، جلو گيري از فاسد شدن
- reecho باز پژواک، دوبار منعکس شدن (صدا در کوه و غيره).