باطل
معنی انگلیسی
invalid lapsed void
واژههای انگلیسی با این معنی
- wastery باطل، ضايع، ويران
- wastry باطل، ضايع، ويران
- invalid باطل، نامعتبر، پوچ
- countercharm باطل سحر، پادجادو
- void contract عقد باطل
- daydream خيال باطل، افکار پوچ، خيال باطل کردن.
- cancel باطل کردن، لغو کردن، خط زدن
- invalidate باطل کردن، پوچ کردن، بي اثر کردن
- invalidation باطل سازي، پوچ سازي، بي اثر سازي
- invalidator باطل کردن، پوچ کردن، بي اثر کردن
- discomfiture باطل سازي، برهم زني، خنثي سازي
- defeasance باطل سازي، بيهوده سازي، ابطال
- thwarter باطل کننده، خنثي کننده، مسدود کننده .
- void result نتيجه باطل، نتيجه بي اعتبار
- diriment باطل کننده
- nullifier باطل کننده .
- canc مخفف: باطل شده
- all is vanity همه چيز باطل است
- editIS VANITY همه چيز باطل است
- unavailable energy نيروي عاطل و باطل، نيروي خارج از دسترس.
- precancel پيش از مصرف باطل کردن، تمبر باطل شده پيش از مصرف
- frustrated بي نتيجه (مانده)، باطل، بيهوده
- unclosed بي اثر کردن، باطل کردن، خراب کردن
- undo بي اثر کردن، باطل کردن، خراب کردن