بجا آوردن معنی انگلیسی recognition solemnize واژههای انگلیسی با این معنی calebrate بجا آوردن مراسم، با تشريفات انجام دادن، مشهور کردن observableness رعايت کردن، بجا آوردن، نگاه داشتن observably رعايت کردن، بجا آوردن، نگاه داشتن observe رعايت کردن، بجا آوردن، نگاه داشتن housel آيين عشاء رباني، مراسم عشاي رباني را بجا آوردن limning انجام دادن، کردن، بجا آوردن quitclaiming انجام دادن، کردن، بجا آوردن render انجام دادن، کردن، بجا آوردن ritualize پرستواره گرايي کردن، پرستشواره گرايي کردن، آداب پرستي کردن