بحث کردن معنی انگلیسی argue dispute controvert debate discourse discuss واژههای انگلیسی با این معنی argue بحث کردن، گفتگو کردن، دليل آوردن dissertate بحث کردن discuss بحث کردن (در)، مطرح کردن، گفتگوکردن در argufy جر و بحث کردن، محاجه کردن، جدل کردن polemicize بحث وجدل کردن، جدلي کردن. talk out بوسيله بحث شفاهي موضوعي را روشن کردن، مطرح مذاکره قرار دادن. preachify بطور کسالت اوروعظ يا بحث اخلاقي کردن labourvt بزحمت درست کردن مفصلا بحث کردن بدرازاکشيدن pretreat قبلا معالجه کردن، از قبل بحث کردن. ethicize اخلاقي کردن، دراخلاق بحث کردن discant نوعي اواز، به درازا بحث کردن. higgle چانه زدن، براي سودجزئي بحث کردن pettifog بامغالطه و وسائل پست وکالت کردن، بحث زياد درمسائل جزئي کردن treat رفتار کردن با، تحت عمل قرار دادن، بحث کردن در canvass راي جويي کردن، جستجوي راي کردن، بحث کردن (در) poeticize بشعر دراوردن، شاعرانه کردن، شاعرانه بحث کردن grammaticize به ايين دستوردراوردن، صرف ونحوي کردن، درنکات دستوري بحث کردن agitate تکاندادن، بهم زدن، (پيوسته) کردن hassle جر و بحث، مجادله، بگومگو talk up بانظر مساعد مورد بحث قرار دادن، با صداي بلند حرف زدن، گستاخي کردن. dabate مناظره کردن، مباحثه کردن (در)، مناظره