برکت
معنی انگلیسی
bounty
واژههای انگلیسی با این معنی
- blessing برکت، دعاي خير، نعمت خداداده
- benison برکت، دعاي خير، نعمت خداداده
- blest برکت داد، برکت کرد، دعاکرد
- bless برکت دادن، برکت کردن، دعاکردن
- benedicite خدا برکت بدهد، خدايا شکر تو، دعاي لاتين که با اين واژه شروع ميشود
- beatitude سعادت جاوداني، برکت
- poor lime آهک کم مايه، آهک بي برکت، آهک کم ريع
- rich lime آهک پر مايه، آهک پر برکت، آهک ريعدار
- felicities خوشي، سعادت، برکت
- felicity خوشي، سعادت، برکت
- bliss خوشي، سعادت، برکت
- blissfulness خوشي، سعادت، برکت
- benediction دعاي خير، دعاي اختتام، برکت
- foodful حاصل خيز، ه ر بار، ه ر برکت
- mascot کسي يا چيزي که در هر خانه اي باشد مايه، خوشبختي ميشود، برکت خانه
- meagre lime آهک کم مايه، آهک ضعيف، آهک بي برکت
- fatness فربهي، چاقي، حاصل خيزي
- meager لاغر، نزار، کم
- meagre لاغر، نزار، کم
- infertile بيحاصل، بي بار، بارنياور
- fertile حاصل خيز، پربار، پربرکت
- blessedness خوشي، سعادت، خجستگي
- beetled لاغر، نزار، لخم
- lean لاغر، نزار، لخم