بزرگتر معنی انگلیسی -orama _ better big elder major orama _ out- rama واژههای انگلیسی با این معنی senior بزرگتر، مهتر، ارشد major بزرگتر، بيشتر، کبير greater بزرگتر، شهر و حومه و شهرکهاي اطراف آن elder بزرگتر، ارشد، پيشين doyen بزرگتر، ريش سفيد nonus بزرگتر، بزرگ primus بزرگتر، بزرگ greater than بزرگتر از majordomo بزرگتر خانه، متصدي امور خانوادگي، ناظر macronucleus هسته بزرگتر، هسته سلولي بزرگتر. brown major براون بزرگتر، براون مقدم يا آنکه زودتر به آموزشگاه آمده است bigbrother برادر بزرگتر، قيم، رهبر در کار يا عقيده اي. samuel sen سموئيل بزرگتر، سموئيل oversize بزرگتر از اندازه، برزگ اندازه . hassan primus حسن بزرگ (يا بزرگتر) macrogamete سلول جنسي ماده بزرگتر، کلان گانه . repot در گلدان بزرگتر کاشتن admedium lampholder سرپيچ بزرگتر از معمولي fan-light پنجره کوچک بالاي درياپنجره بزرگتر building block principle طراحي سيستم براي ساختن سيستم بزرگتر، رجوع کنيد به: modularity improper fraction کسري که صورت ان بزرگتر از مخرج باشد. overslaugh بخشودگي از کاري براي انجام کار بزرگتر، بازداشتن، مانع شدن buffer state کشور بيطرفي که درميان دو کشور بزرگتر واقع، است paramount برتر، بزرگتر، افضل