بصیرت معنی انگلیسی clairvoyance consciousness discernment dope insight judgment sapience vision واژههای انگلیسی با این معنی discretion بصيرت، عقل، احتياط imperceptive بي بصيرت، درک نکننده impercipient بي بصيرت، درک نکننده advisedly از روي تامل و بصيرت، بدانستگي discerningly ازروي بصيرت يابينايي، ازروي تشخيص second sight روشن بيني، بصيرت، بينايي insight بينش، بصيرت، فراست sagaciousness بينش، بصيرت، فراست clear-sightedness روشن بيني، بصيرت، تيزنظري clairvoyance روشن بيني، بصيرت، بينايي discreetnss احتياط کاري، بصيرت sagacity دانايي، زيرکي، بصيرت discernment تشخيص، تميز، بصيرت dim-sighted تارچشم، داراي غباردرچشم، بي بصيرت eyeless بي چشم، کور، بي بصيرت profoundness گودي، عمق، بصيرت کامل intelligently هوشمندانه، از روي هوش، ازروي اگاهي و بصيرت ken نگاه، نظر، بينايي intelligence هوش، زيرکي، فراست familiarities اشنايي، محرميت، رابطه خودماني familiarity اشنايي، محرميت، رابطه خودماني penetrative سوراخ کننده، کاونده، تيز intuition درک مستقيم، انتقال، کشف intuitiveness درک مستقيم، انتقال، کشف