بکلی
معنی انگلیسی
plumb
واژههای انگلیسی با این معنی
- stone deaf بکلي کر، کرکر
- exhausted بکلي خسته، وامانده، تمام شده
- stark naked بکلي برهنه، لخت (و) عور
- stone blind (بکلي) کور، کورکور
- quiteother بکلي جورديگر
- washed up بکلي تحليل رفته، محو شده، دلسرد.
- bran-new بکلي نو يا تازه
- inlier ساختماني که ساختمان ديگر بکلي انرا زير، گرفته و پوشانده باشد
- quite کاملا، بکلي، تماما
- perfectly کاملا، بکلي، بطورکامل يا بي عيب
- wholly تماماً، بکلي، سراسر
- utterly کاملاً، بکلي، يکسر
- entirely تماما، بکلي، کلا
- dead drunk سست خراب، بکلي مست
- fire-new نونو، بکلي نوياتازه
- rase پاک ويران کردن، بکلي خراب کردن، بردن
- raze پاک ويران کردن، بکلي خراب کردن، بردن
- exterminate برانداختن، بکلي نابودکردن، منهدم کردن
- raze or rase پاک ويران کردن، بکلي خراب کردن
- unbuild خراب کردن، بکلي ويران کردن، محو کردن.
- brand-new نو نو، بکلي نو يا تازه
- span new نونو، بکلي نو يا تازه
- tobe all abroad ازمرحله پرت بودن، بکلي دراشتباه بودن، گيج شدن
- purely صرفا، کاملا، بکلي