بیرون از
معنی انگلیسی
exo- out
واژههای انگلیسی با این معنی
- outdoors بيرون از خانه، درهواي آزاد، درصحرا
- outboard بيرون از کشتي
- beyond d. بيرون از حدوصف
- extraterrestrial بيرون از محيط زمين، ماوراي عالم خاکي.
- unthread نخ بيرون اوردن از .، واچيدن، برطرف کردن
- unship از کشتي بيرون اوردن، پياده کردن
- outboard engine موتور بيرون از کشتي
- supersensible بيرون از دسترس حواس
- country-side (قسمتي از) بيرون شهر، حومه شهر
- extra-terrestrial بيرون از (محيط) زمين
- preterhuman بيرون از نبروي انساني، خارج از قوه بشر، فوق انساني
- superhuman بيرون از نيروي انساني، خارج از قوه بشر، فوق انساني
- roll out از تختخواب بيرون امدن، گسترده شدن.
- ungear از دنده بيرون انداختن، بي دنده کردن
- luxate از جاي خود بيرون کردن، جابجا کردن
- undeceive از اشتباه بيرون اوردن
- dry-sail بيرون آوردن قايق از آب
- side lines محوطه بيرون از خط کناري
- withoutdoors بيرون از جاي سرپوشيده .
- running off از خط بيرون افتادن (قطار)
- demythologize از صورت افسانه بيرون اوردن، تفسير نوشتن.
- unkennel از سوراخ يا لانه بيرون کردن، راندن.، آشکار کردن
- disgorger وسيله بيرون آوردن قلاب از دهان ماهي
- waifs اموالي که سارق حين فرار بيرون از محل، سرقت به جا مي گذارد