تحریف
معنی انگلیسی
distortion twist
واژههای انگلیسی با این معنی
- falsification تحريف، تکذيب، تزوير
- multilation تحريف، شکستن يا فلج کردن اعضا بدن
- apochromatic ضد تحريف، عدسي ضد تحريف
- falsified تحريف کردن، دست بردن در، تکذيب کردن
- falsifies تحريف کردن، دست بردن در، تکذيب کردن
- falsify تحريف کردن، دست بردن در، تکذيب کردن
- anagrammatize تحريف کردن، جابجا کردن، قلب کردن.
- tamper تحريف کردن، رشوه دادن به
- paramnesia تحريف حافظه
- retrospective falsification تحريف گذشته
- perceptual distortion تحريف ادراکي
- garbler تحريف کننده .
- distorted prices قيمت هاي تحريف شده
- anagrammatic وابسته به قلب و تحريف.
- anagrammatical وابسته به قلب و تحريف.
- anagram قلب، تحريف، مقلوب
- garble بدنمايش دادن، تحريف کردن، ناقص کردن
- interpolation درج عبارات تازه يا بيگانه، تحريف با عبارات تازه بيگانه، درج
- interpolate عبارات بيگانه يا تازه اوردن در، با عبارات بيگانه يا تازه تحريف
- twister کسي که ميچرخاند يا مي پيچاند، کسي که اغراق ميگويد يا تحريف ميکند، گردباد
- miscolor رنگ عوضي زدن، رنگ ناجور زدن، تحريف کردن
- sophisticate جا زدن، گمراه کردن، تحريف کردن
- edit نشرکردن، چاپ (ونشر) کردن، تحريف کردن
- falsificator مزور، حيله گر، تحريف کننده