تردید کردن معنی انگلیسی balk boggle drench halt hesitate oscillate pause pussyfoot shilly-shally waver واژههای انگلیسی با این معنی humph پيف (هنگام ترديد يا نارضايتي) پيف کردن haver ياوه گويي کردن، ترديد کردن، اين دست و آن دست کردن challenge بجنگ (تن بتن) خواندن، ترديد کردن در، جلب کردن halt ايست، درنگ، مکث shilly shally دل دل کردن، دودل بودن، ترديد راي داشتن stickle ميانجگيري کردن، مداخله کردن، ترديد vaccillated جنبيدن، نوسان کردن، دل دل کردن vaccillates جنبيدن، نوسان کردن، دل دل کردن vaccillating جنبيدن، نوسان کردن، دل دل کردن vacillate جنبيدن، نوسان کردن، دل دل کردن yea and nay دل دل کردن، دو دل بودن، دو دلي swither درنگ کردن، مردد بودن، ترديد.