تصور کردن معنی انگلیسی conceive envisage envision expect fancy figure imagine picture presume think ween واژههای انگلیسی با این معنی coneive تصور کردن، پنداشتن، ابستن شدن imagine تصور کردن، پنداشتن، فرض کردن ween تصور کردن، بر آن (عقيده) بودن ideate تصور کردن misconceive تصور غلط کردن، درست نفهميدن preconceive پيشاپيش تصور کردن prejudge تصديق بلا تصور کردن، نرسيده حکم کردن، بي رسيدگي راي دادن در باره prejudgement تصديق بلا تصور کردن، نرسيده حکم کردن، بي رسيدگي راي دادن در باره conceptualize تصور يا انديشه چيزي را کردن. idealize به کمال مطلوب رسانيدن، تصور کردن، حالت خيالي دادن (به) trow انديشه کردن، تصور کردن prefigure از پيش نشان دادن، از پيش تصور کردن prefigurement از پيش نشان دادن، از پيش تصور کردن suppose فرض کردن، گمان کردن، خيال کردن think انديشه کردن، فکرکردن، خيال کردن thinkably انديشه کردن، فکرکردن، خيال کردن cogitate انديشه کردن، تفکرکردن، تصور brainwork انديشه کردن، تفکرکردن، تصور