تعدیل کردن معنی انگلیسی adjust fit moderate modify modulate qualify realign revise soften temper tone واژههای انگلیسی با این معنی modulate تعديل کردن، ميزان کردن، بمايه در آوردن modulative تعديل کردن، ميزان کردن، بمايه در آوردن modulatory تعديل کردن، ميزان کردن، بمايه در آوردن modifies تغيير دادن، اصلاح دادن، تعديل کردن modify تغيير دادن، اصلاح دادن، تعديل کردن collimate موازي قراردادن، ميزان کردن، تعديل کردن regulate ميزان کردن، درست کردن، منظم کردن adjust درست کردن، ميزان کردن، باندازه خود واداشتن adjustor درست کردن، ميزان کردن، باندازه خود واداشتن equate برابرکردن، برابرگرفتن، مساوي پنداشتن realign رديف کردن، به صف کردن، آراستن rubato شتاباندن برخي نتها، کوتاه يا بلند کردن نتها، قطعه ي تعديل شده equation of payments قاعده پيدا کردن، تعديل