تقدیس معنی انگلیسی enshrinement reverence sanctification واژههای انگلیسی با این معنی sanctification تقديس، پاک سازي، تطهير sanitification تقديس، تطهير، تصديق sancify تقديس کردن، براي امر مقدسي تخصيص دادن، تطهير کردن sanctifies تقديس کردن، تطهيرکردن، (ازگناه) پاک کردن sanctify تقديس کردن، تطهيرکردن، (ازگناه) پاک کردن sainted تقديس شده . self consecration تقديس نفس خود، ز ترک نفس خود. sanctifier تقديس کننده . presanctified قبلا تقديس شده . canonization تشريع، تقديس. consecrator خاص کننده، تقديس کننده consecration تخصيص، وقف، تقديس cons مخفف:، متبرکه، تقديس شده hallow شخص مقدس، مقدس کردن، تقديس کردن celebrate چشن گرفتن، عيد گرفتن، ايين (جشن ياعيدي را)نگاه داشتن consecrate خاص کردن، تخصيص دادن، وقف کردن dedicate پيشکش کردن، اهداکردن، تقديم کردن dedicative پيشکش کردن، اهداکردن، تقديم کردن