تلف کردن معنی انگلیسی consume dissipate kill lose waste fritter واژههای انگلیسی با این معنی waste تلف کردن، برباد دادن، تفريط کردن misspend تلف کردن، بر باد دادن، بد خرج کردن misspent تلف کردن، بر باد دادن، بد خرج کردن time-waisting تلف کردن وقت prodigalize (پول) تلف کردن، اسراف کردن (در) run up بسرعت خرج و تلف کردن، شليک کردن، رسيدن. run through بسرعت خرج و تلف کردن، خلا صه کردن. spodo- پيشوندي است بمعني از ((دست دادن مواد)) ((تلف کردن))، که بکلمات ديگر ميچسبد. squander بر باد دادن، تلف کردن mis-spend اتلاف، تلف کردن lollygag وقت را به بطالت گذراندن، وقت تلف کردن، پلکيدن lose گم کردن، از دست دادن، تلف کردن consume صرف کردن، مصرف کردن، گساردن putz کير، دول، چل wreck کشتي شکستگي، شکستگي، خرابي perish هلاک شدن، مردن، تلف شدن