توجه به
معنی انگلیسی
from
واژههای انگلیسی با این معنی
- lionization توجه زياد به شخص.
- futureless بي توجه نسبت به اينده
- persona designata شخص بدون توجه به وضع طبقاتيش
- goby عبور از پهلوي کسي بدون توجه به او، رهايي، طفره
- demand oriented pricing قيمت گذاري با توجه به شرايط تقاضا
- wide open حمله (بدون توجه به اوضاع خط دفاعي خود)
- hear footsteps عدم توجه به وظيفه درنتيجه نزديک شدن حريف
- consider رسيدگي کردن (به، ) توجه کردن (به، ) سنجيدن
- disregard اعتنانکردن (به)، توجه نکردن (به)، اهميت ندادن
- devil may care بي باک، بي توجه به مقام، لاابالي
- area oriented بر مبناي خصوصيات منطقه، با توجه به منطقه
- providental خدائي، مربوط به توجه پروردگار
- providential خدايي، وابسته به توجه پروردگار، قدرتي
- perverse verdict حکم خودسرانه، راي هيات منصفه که بدون توجه به راهنمايي، قاضي دادگاه
- clotheshorse رخت پهن کن، کسي که بيش از حد به لباس و ظاهر خود توجه، دارد
- look after مراقب بودن، مواظب بودن، توجه داشتن به .
- defacto بالفعل، عملي، بدون توجه به استحقاق
- loss leader کالايي که با قيمت پايين (با ضرر) بفروش، ميرسد، کالايي که به منظور جلب توجه مشتري
- welfare state دولت بهبود بخش، کشور مرفه، دولتي که به خدمات اجتماعي توجه خاص دارد
- heed اعتنا، توجه، محل گذاشتن به
- unheeding اعتنا، توجه، محل گذاشتن به
- council of Europe شوراي اروپا، شورايي که جهت بحث و مشورت در کليه امور، اعضا غير از دفاع ملي
- hollo (ندا براي جلب توجه يا صدا زدن کسي از دور يا، تاراندن سگ شکاري)، آهاي!
- favor (favour) التفات، توجه، مرحمت