تکراری معنی انگلیسی platitudinous recurrent reiterative repeated tired warmed-over واژههای انگلیسی با این معنی reiterative تکراري، (د.) کلمه دال برتکرار. repetitive تکراري، تکرار کننده repetitious تکراري، مکرر. frequentative تکراري interative تکراري iterative methode روش تکراري repeating unit واحد تکراري play-off مسابقه تکراري، وقت اضافي interative process فرآيند تکراري iterative process فرآيند تکراري iterative solution راه حل تکراري recursive equations معادلات تکراري، معادلاتي که بعضي از جملات، در آنها تکرار شده و هر معادله نسبت به interative algorithm الگوريتم تکراري repeating decimal number عدد دهدهي تکراري repetitive stress injury آسيب ناشي از فشار تکراري recapitulative دوره اي، تکراري recapitulatory دوره اي، تکراري theme song ملودي يا قطعه موسيقي تکرار شونده، قطعه تکراري. iterative تکرار کننده، ازسر گيرنده، تکراري ostinato آهنگ کوتاه که چند بار در يک قطعه ي موسيقي، تکرار ميشود، ريتم تکراري leitmotif عبارت برجسته وملودي درموسيقي درام واگنر، که چند دفعه تکرار ميشود، موضوع مهم تکراري. leitmotive عبارت برجسته وملودي درموسيقي درام واگنر، که چند دفعه تکرار ميشود، موضوع مهم تکراري.