حلقه کردن
معنی انگلیسی
wind wrap
واژههای انگلیسی با این معنی
- coil down حلقه کردن، پيچيدن
- multireel sorting مرتب کردن چند حلقه اي
- unreeve طناب را از حلقه يا ديرک باز کردن
- hasty sling حلقه کردن بند تفنگ به صورت تعجيلي
- snap swivel حلقه گردان با گيره فلزي براي وصل کردن، طعمه ماهيگيري به آن
- wreathe بشکل حلقه دراوردن، حلقه کردن، درست کردن
- interwreathe بهم پيچيدن، حلقه کردن
- inwreathe با تاج گل اراستن، با حلقه گل احاطه کردن
- fadeaway ناپديدي، غيبت، زوال.
- begirt قسمت دوم و سوم gird، استهزاي طعنه اميز، احاطه کردن
- ring حلقه، محفل، گروه
- gird استهزاي طعنه اميز، احاطه کردن، مسخره کردن
- kopfring حلقه فلزي است که به دماغه بمب براي کم، کردن ميزان نفوذ آن در آب يا خاک وصل، مي شود
- jumble کيک کوچک شبيه حلقه، درهم اميختگي، شلوغي
- girdle کمربند، حلقه اي که ازگردبريدن پوست درخت پيداشود، احاطه کردن
- pentathlon ورزش هاي پنجگانه زوبين اندازي و پرتاب کردن، حلقه يا صفحه آهني
- cincture کمربند، احاطه، حلقه
- hoop حلقه، انگشتر، تسمه
- encircle دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن دور
- encirclement دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن دور
- encompass دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن
- engird دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن
- begird دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن
- enring دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن دور