حواله
معنی انگلیسی
bill bill of exchange remittance warrant
واژههای انگلیسی با این معنی
- draft حواله، برات، برات کشي
- swig حواله، برات، براتکشي
- money order حواله، دستور پرداخت
- trasfer حواله
- assign حواله کردن، واگذار کردن، محول کردن
- post order حواله پستي
- transfer of obligation حواله مدني
- assignable حواله کردني، واگذاردني، قابل تعيين يا تخصيص
- delegant حواله دهنده، کسيکه بدهکار خود را به بستانکار خود مراجعه، ميدهد
- assignor حواله دهنده، واگذار کننده، انتقال دهنده
- delivery note حواله تحويل، فهرست کالاهاي در حال حمل
- pay voucher حواله حقوقي، سند حقوقي
- bank bill حواله بانکي
- endorser حواله دهنده
- foreign bill حواله ارز خارجي، برات ارزي، برات خارجي
- order cheque چک به حواله کرد، چک در نام فرد خاص
- advice note حواله پيش پرداخت، دستور پيش پرداخت، يادداشت
- post office order چک يا حواله پستي
- warrant to bearer به حواله کرد حامل
- overdraft حواله بيش از اعتبار، آنچه اضافه براعتباردريافت شود
- sight draft برات يا حواله ديداري
- divided warrant حواله پرداخت سود سهام
- overdraw بيش از اعتبار حواله دادن، پول اضافه دريافت کردن، اغراق آميز کردن
- overdrew بيش از اعتبار حواله دادن، پول اضافه دريافت کردن، اغراق آميز کردن