خال خال
معنی انگلیسی
polka dot
واژههای انگلیسی با این معنی
- speck خال، نقطه، لکه
- freckle خال، گندمه، کنجدک
- fleck خال، لکه، گندمه
- speckle خال، لک يالکه کوچک، لک دار يا خالدار کردن
- beauty spot خال، خال کوچک، خال زيبايي
- beauty-spot خال
- mole خال
- mouldwarp خال
- repeat mark خال
- ace تک خال، آس، ذره
- spotless بي خال، بي لکه، بي لک
- acing تک خال، آس، ذره
- spotted خال دار، خال خال، خال مخالي
- macular خال دار، لکه دار
- spot weld خال جوش
- mottle خال رنگي، لکه، رگه دار کردن
- minor suit خال خشتي، يا خال گشنيزي
- dappled خال خالي، لکه لکه
- punctulate خال خالي
- herpes simplex (طب) تب خال، بيماري تب خال.
- naevus خال مادرزاد، خال مولودي
- projection weld جوش خال سياه، جوش نقطه سياه
- mackerel ماهي خال خالي، ماهي اسقومري که از واژه يوناني گرفته شده، است
- dapple خال خالي کردن، لکه لکه کردن، ابري کردن