خاندان معنی انگلیسی clan family house lineage stock واژههای انگلیسی با این معنی sept خاندان، خانواده، طايفه clan خاندان، خانواده، طايفه matriarch رئيسه خاندان، مادر تيره يا خانواده matriarchic رئيسه خاندان، مادر تيره يا خانواده matriarchal وابسته برئيسه خاندان Hapsburg خاندان سلطنتي هاپسبورگ yorkist هوادار خاندان سلطنتي يورک dynasties سلسله، خاندان (پادشاهان)، دودمان dynasty سلسله، خاندان (پادشاهان)، دودمان exogamy ازدواج دربيرون قبيله، عروسي باغيراعضاي خاندان خود Hanoverian وابسته به بندر هانوور، وابسته به خاندان سلطنتي هانوور، هوادار خاندان هانوور families خانواده، دودمان، خاندان family خانواده، دودمان، خاندان Stuart استوارت، خانواده سلطنتي قديم انگلستان.، خاندان استوارت house خانه، سراي، منزل