خراشیدن معنی انگلیسی abrade chafe scrape scraping scratch wobble واژههای انگلیسی با این معنی abraded خراشيدن، پاک کردن، سائيدن abrades خراشيدن، پاک کردن، سائيدن abrading خراشيدن، پاک کردن، سائيدن scratch خراشيدن، پنجه انداختن، پنجول زدن scratchily خراشيدن، پنجه انداختن، پنجول زدن scratchiness خراشيدن، پنجه انداختن، پنجول زدن abrade سائيدن، خراشيدن، زدودن scrape تراشيدن، خراشيدن، ستردن erasable پاک کردن، خراشيدن، تراشيدن erase پاک کردن، خراشيدن، تراشيدن excoriate تراشيدن، خراشيدن، پوست (کسيرا) تراشيدن graze چراندن، چرانيدن، خراشيدن scart خراش، تراش، خراشيدن chafe مالش دادن، پوست بردن از، خودراماليدن