خیال کردن معنی انگلیسی imagine presume think واژههای انگلیسی با این معنی envision خيال بافي کردن، رويايي بودن، دررويا ديدن. suppose فرض کردن، گمان کردن، خيال کردن think انديشه کردن، فکرکردن، خيال کردن thinkably انديشه کردن، فکرکردن، خيال کردن bethink انديشه کردن، فکرکردن، خيال کردن bethought انديشه کردن، فکرکردن، خيال کردن daydream خيال باطل، افکار پوچ، خيال باطل کردن. apprehend دريافتن، درک کردن، فهميدن vapor املاي امريکايي vapour، بخار، دمه vaporish املاي امريکايي vapour، بخار، دمه fantasize خيالپردازي کردن، خيالبافي کردن، به خواب و خيال فرورفتن vapour بخار، دمه، مه intend قصد کردن، قصد داشتن، خيال داشتن threaten تهديد کردن، ترساندن، خبردادن از dissuade منصرف کردن، بازداشتن، خيال (کسيرا) وازدن