دار
معنی انگلیسی
gallows tree
واژههای انگلیسی با این معنی
- gallows دار، چوبه دار، مجازات دار زدن
- tyburntree دار
- elastic کش دار، جهنده، قابل ارتجاع
- florulent گل دار، پرگل، خوش عبارت
- flowerier گل دار، پرگل، خوش عبارت
- floweriest گل دار، پرگل، خوش عبارت
- flowery گل دار، پرگل، خوش عبارت
- married زن دار، متاهل، شوهر دار
- yeasty کف دار، جوشنده، مضطرب
- hazier مه دار، تيره، گرفته
- haziest مه دار، تيره، گرفته
- hazy مه دار، تيره، گرفته
- sultrier دم دار، دم گير، دم گرفته
- sultriest دم دار، دم گير، دم گرفته
- sultry دم دار، دم گير، دم گرفته
- mistful مه دار، مه گرفته، ميغ گرفته
- smoggy مه دار، پوشيده از مه غليظ، الوده با دود.
- hang man دار زن، مامور اعدام به وسيله دار، جلاد
- ambulated پا دار، داراي پا، زيره انداخته
- footed پا دار، داراي پا، زيره انداخته
- frothy کف دار، بي مغز، بي معني
- lineolated خط دار، داراي خطوط ريز، مخطط.
- streaky خط دار، خط خط، رگ
- thewed پي دار، ماهيچه دار، نيرومند