در بر کردن
معنی انگلیسی
garb wear
واژههای انگلیسی با این معنی
- overpress زياد پافشاري کردن در، زياد اصرار کردن در زياد فشار آوردن بر
- M. مخفف کلمات زير است:، ميکروکوکوس، تيره اي از ميکربهاي خانواده ميکرو
- M.A. مخفف جملات زير:، سن عقلي، سن يکنفر بر حسب رشد نيروهاي عقلي و
- declaratory statute قانون اعلامي، قانون تاکيدي، قانوني است که محتوي مطلب جديدي نيست
- prima-facie evidence مدرک به ظاهر قاطع، مدرک محمول بر صحت، مدرکي که در صورت تکذيب يا توضيح طرف
- invisible hand دست نامرئي، منشاء اين اصطلاح کتاب "ثروت ملل " آدام، اسميت است . بر اساس اين کتاب
- unbar رهگشايي کردن، سد راه را بر طرف کردن، چفت در را باز کردن
- pierce سوراخ کردن، رخنه کردن در، راه يافتن در
- wear پوشيدن، در برکردن، تن کردن
- wearable پوشيدن، در برکردن، تن کردن
- presuppose از پيش فرض کردن، در بر داشتن، متضمن بودن
- throwin (کلاچ را) در دنده انداختن، تزريق کردن، مشارکت کردن
- implies رساندن، اشاره داشتن بر، ايحاب کردن
- imply رساندن، اشاره داشتن بر، ايحاب کردن
- throng گروه، جمعيت، ازدحام
- avenge کينه جويي کردن (از)، تلافي در آوردن (بر سر)، انتقام کشيدن
- fall up در جا راحت باش کردن، در جا راحت باش، بر هم زدن صف
- criticize انتقاد کردن، موشکافي کردن (در، ) خرده گرفتن بر
- proctorize زير انضياط در اوردن، اختياري داري کردن بر